۱۳ آبان ۱۴۰۵ · ۶ دقیقه مطالعه

بعد از شنیدن تشخیص چه کنیم؟

این متن در انتظار تأیید دکتر است و ممکن است تغییر کند.

شنیدن تشخیص سرطان یا بیماری خون شوکه‌کننده است. این مقاله ساده می‌گوید در روزهای اول چه احساسی طبیعی است، چه قدم‌هایی کمک می‌کند و چطور با خانواده و فرزندان حرف بزنیم.

اگر تازه تشخیص گرفته‌اید، یا عزیزتان گرفته است، احتمالاً ذهن‌تان پر از سؤال و ترس است. هیچ راه «درستی» برای احساس کردن وجود ندارد. این مقاله چند قدم ساده را پیشنهاد می‌کند، نه یک دستورالعمل. هر کدام را که به درد شما می‌خورد بردارید.

احساس‌های طبیعی

شنیدن تشخیص سرطان ترسناک است. نگرانی‌ها اغلب دربارهٔ درد، تغییر ظاهر، پول، کار و مرگ است. احساس‌هایی که ممکن است داشته باشید:

  • ترس. از درمان، از آینده، از اینکه خانواده چه خواهد شد
  • خشم. «چرا من؟» پرسیدن طبیعی است. خشم گاهی به پزشک یا نزدیکان هم می‌رسد و اغلب از ترس یا ناتوانی می‌آید.
  • اضطراب. نگرانی زیاد، نتوانستن آرام شدن، تپش قلب، سردرد، تغییر اشتها و مشکل خواب
  • غم. یا بی‌حسی و گیجی

اگر نشانه‌های افسردگی بیش از دو هفته ادامه پیدا کرد، با پزشک صحبت کنید. افسردگی قابل درمان است و لازم نیست این احساس‌ها را تنها تحمل کنید.

چند قدم کوچک برای روزهای اول

۱. یک نفر را همراه کنید. یکی از اعضای خانواده یا دوست نزدیک را کنار خودتان بگذارید که در ویزیت‌ها همراه باشد و یادداشت بردارد.

۲. مدارک را جمع کنید. جواب آزمایش‌ها، گزارش پاتولوژی (برگهٔ نتیجهٔ نمونه‌برداری)، تصویربرداری‌ها و فهرست داروها. NCI می‌گوید پزشک بهترین فرد برای توضیح معنی نتیجهٔ آزمایش‌هاست. جواب‌ها را گاهی پیش از آنکه با شما حرف بزنند در سامانه می‌گذارند و ممکن است گمراه کنند. پیش از قضاوت دربارهٔ آن‌ها صبر کنید و با پزشک بنشینید.

۳. سؤال بنویسید. تشخیص دقیق چیست؟ مرحله چیست؟ (مرحله می‌گوید بیماری چقدر پیشرفته است و به برنامهٔ درمان کمک می‌کند.) گزینه‌ها چیست؟ هدف درمان چیست؟ عوارض چیست؟ کی و به چه شماره‌ای زنگ بزنم؟

۴. همه‌چیز را یک‌جا نخوانید. هرچه بیشتر بدانید بیشتر احساس کنترل می‌کنید، اما اینترنت پر از اطلاعات ناقص و ترسناک و ادعاهای درمان معجزه‌آساست. از منابع معتبر بخوانید و سؤال‌های‌تان را به پزشک ببرید.

۵. دربارهٔ نظر دوم فکر کنید. اگر سرطان نادر است، پزشک نسبت به نوع یا مرحله مطمئن نیست، چند گزینهٔ درمان دارید یا فقط می‌خواهید مطمئن شوید، نظر دوم حق شماست. می‌توانید به پزشک خودتان بگویید و از او بخواهید مدارک را آماده کند. در منابع آمده که شواهد دربارهٔ فایدهٔ نظر دوم هنوز روشن نیست. اگر دو نظر فرق داشت، از هر دو بپرسید چرا به این نتیجه رسیده‌اند.

۶. قدم‌ها را کوچک نگه دارید. لازم نیست امروز دربارهٔ همه‌چیز تصمیم بگیرید. گاهی تصمیم فقط برای هفتهٔ بعد است.

حرف زدن با خانواده

  • شما تصمیم می‌گیرید چه زمانی و چه چیزی بگویید. می‌توانید وقتی آماده‌اید بگویید و وقتی نیستید نگویید.
  • بسیاری از نزدیکان خوش‌نیت‌اند ولی نمی‌دانند چه بگویند. گاهی کمک می‌کند به آن‌ها بگویید دقیقاً چه کمکی می‌خواهید.
  • اگر عصبانی یا ناراحت هستید، به آن‌ها بگویید. گفتن احساس، آن را سبک‌تر می‌کند.

فرزندان

بچه‌ها حتی وقتی کوچک‌اند حس می‌کنند اتفاقی افتاده است. راست گفتن بهتر از گذاشتن آن‌ها در موقعیتی است که بدترین چیزها را تصور کنند.

  • به اندازهٔ سن و فهم‌شان توضیح بدهید
  • روشن بگویید که تقصیر آن‌ها نیست و کاری که کرده یا فکر کرده‌اند باعثش نشده
  • بگویید ناراحت یا عصبانی یا ترسیده بودن عادی است
  • به آن‌ها اطمینان بدهید که از آن‌ها مراقبت می‌شود
  • نوجوانان را در جریان بگذارید و نظرشان را بپرسید

از خودتان مراقبت کنید

  • نفس عمیق، تمرین‌های آرام‌سازی، قدم زدن و کاری که دوست دارید
  • فعال بمانید تا جایی که می‌توانید
  • با مشاور یا گروه حمایتی حرف بزنید
  • اگر افکار آسیب به خود دارید، بلافاصله با ۱۱۵ تماس بگیرید یا به نزدیک‌ترین اورژانس بروید و به کسی بگویید

و بعد؟

بعد از اینکه تشخیص روشن شد، مسیر معمولاً این است: بررسی‌های بیشتر، برنامهٔ درمان، دورهٔ درمان و پیگیری. هر مرحله فرق دارد و ممکن است همه‌چیز فوراً روشن نشود. بخش «راهنمای بیمار» در همین سایت مراحل را توضیح داده است. و اگر در هر زمانی علائم خطرناک پیدا کردید، صفحهٔ «چه زمانی فوری تماس بگیرم؟» را ببینید.

تشخیص و برنامهٔ درمان شما را پزشک معالج‌تان تعیین می‌کند.

منابع

تماس با پشتیبانینوبت